تبليغاتX
زندگی نامه افراد بیاد ماندنی

زندگی نامه افراد بیاد ماندنی

زندگی نامه افراد بیاد ماندنی

بیوگرافی صادق هدايت همراه با عکسهای خانوادگی

 صادق هدايت در پنج سالگي با لباس سفيد، همراه با خواهران، برادران و عموزاده‌هايش، در باغ پدربزرگش نيرالملك.

 

صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك)‌ فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود.

 

زيورالملوك هدايت، مادري كه در تمام عمر از پسرش، صادق هدايت، نگه‌داري كرد.

 

پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد.

 

 

صادق هدايت در هفت سالگي به همراه عيسي برادر بزرگتر (سمت راست) و محمود برادر ديگرش (سمت چپ)

 

پس از اتمام اين دوره تحصيلات ابتدایی، در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد.

در شانزده سالگي.

 

در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد.

 

صادق هدايت و خسرو هدايت پسردايي‌اش در شهر «گان» بلژيك، 1305.

 

 او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند.

 

پاريس، 1305

 

صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند.

 

 این عکس پس از خودکشی نخست هدایت گرفته شده است.

 

سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت.

 

از راست، يان ريپكا، مجبتي مينوي، غلامحسين مين‌باشيان، بزرگ علوي، نشسته، آندره سوريوگين و صادق هدايت در منزل مجتبي مينوي، تهران.

 

از چپ، صادق هدايت، حسن رضوي، بزرگ علوي و دو نفر از دوستان، اطراف تهران

 

در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد. در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه

عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت.

 

صادق هدايت و صادق چوبك در ميگون، 1326.

 

در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.
در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد.

 

از راست، دكتر فريدون كشاورز، دو نفر از شخصيت‌هاي ادبي ازبكستان، دكتر علي اكبر سياسي رئيس دانشگاه تهران و صادق هدايت، تاشكند، 1324.

 

ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود.

 

آخرين عكس صادق هدايت، 1329. او اين عكس را براي تمام خويشان خود فرستاد.

 

تهران، فرودگاه مهرآباد، 12 آذر 1329. از راست، ذبيح بهروز، صادق هدايت، خانم بهروز، فرزند آقاي بهرو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

متنی ازدکتر علی شریعتی

متنی از دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

زندگینامه صادق چوبك

زنذگی نامه صادق چوبک

صادق چوبك در 1295 در بوشهر به دنيا آمد. با انتشار نخستين مجموعه داستان خود به نام «خيمه شب بازي» در 1324، در رديف مطرح‌ترين داستان‌نويسان آن دوره قرار گرفت. آثار تاليفي بعدي او عبارتند از: مجموعه داستان‌هاي «انتري كه لوطيش مرده بود»، «روز اول قبر»، «چراغ آخر» و دو داستان بلند «تنگسير» و «سنگ صبور». چوبك در سال 1353 خود را بازنشسته كرد و به انگلستان و سپس به امريكا رفت. او در 13 تير 1377 در بركلي امريكا درگذشت.

داستان كوتاه "چرا دريا توفاني شده بود" زيباترين اثر او و داستان درخشاني‌ست كه مدتها در ذهن خواننده مي‌ماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

دستخط فروغ

دستخط فروغ
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

زندگینامه فروغ

نام : فروغ
نام خانوادگی :فرخزاد
شماره شناسنامه: 678
صادره: تهران بخش :5
فروغ فرخزاد در پانزدهم دی ماه 1313 در یک خانواده متوسط با هفت بچه به دنیا آمد، پدرش یک افسر مستبد ارتش رضاخانی بود که در کودتای رضا خان نقش داشت وی بر خلاف اخلاق ارتشی اش و مستبد بودنش علاقه خاصی به شعر داشت و در تنهایی خود با اشعار حافظ و سعدی خلوت می کردو فروغ با شوق تمام به اشعاری که پدر می خواند گوش می داد. و همین نقطه آغاز شاعری فروغ بود، او شعر سرودن را از نوجوانی آغاز کرد. و در نقاشی استعداد خاصی داشت. خانواده فروغ خانواده ای بسته و مرد سالار بود. فروغ در سن 17 سالگی عاشق شد و با پرویز شاپور ازدواج کرد و به اهواز رفت. در 29 خرداد 1331 تنها فرزندش کامیار متولد شد. و پس از آن روزهای سختی را گذراندو بسیار زود از شوهرش جدا شد.
در سال 1331 نخستین مجموعه شعر خود را به نام اسیر و در سال 1335 دومین مجموعه را با نام دیوار منتشر کرد. سومین مجموعه اشعار را با نام عصیان در بیست و دو سالگی به دست چاپ سپرد. فروغ بعد ها این سه آثار خودرا ارزش و احساسات سطحی یک دختر جوان دانست.
در سال 1337 سینما توجه فروغ را جلب می کند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا می شود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می دهد. و چهار سال بعد یعنی در سال 1341 فیلم (خانه سیاه است) را در آسایشگاه جذامیان تبریز می سازند. و در سال 1342 در نمایشنامه شش شخصیت در جیستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان می دهد. در زمستان همان سال خبر می رسد که فیلم خانه سیاه است برنده جایزه اول فستیوال « اوبر هاوزن » شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیتراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد.در سال 1343 به آلمان و ایتالیا و فرانسه سفر می کند. سال بعد در دومین فستیوال سینمای مولف در پزارو شرکت می کند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می شوند.
روز 24 بهمن 1345 آخرین برگ از دفتر زندگی این شاعر برجسته ورق خورد. فروغ در این روز بر اثر تصادف رانندگی در جاده دروس-قلهک جان باخت. خود فروغ مدتی قبل از مرگش در جایی نوشته بود می ترسم قبل از آنچه فکر می کنم بمیرم و کارهایم نا تمام بماند و این درد بزرگیست.
جسم بی جان فروغ را روز چهارشنبه 26 بهمن ماه با مراسم تشیعی با شکوه توسط نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیر الدوله به خاک سپردند.
با اینکه در حال حاضر فروغ در کنار ما نیست ولی احساس می شود، فروغ با آثارش زنده است و در میان ماست شاید پر رنگ تر از زمانی که جسمش پیش ما بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

شناسنامه احمد شاملو

شناسنامه احمد شاملو
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

مهدی سهيلی..........الاهي

مهدی سهیلی 

الاهي

 الاهي غمم بار خاطر نباشد
كه در غم مرا جان صابر نباشد
الاهي نباشد وداعي و گر هست
براي كسي بار آخر نباشد
به هنگام كوچ عزيزان الاهي
نگه كردن از چشم شاعر نباشد
الاهي كسي را كه من دوست دارم
به دوران عمرم مسافر نباشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

مومیائی داریوش کبیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

خیلی باحاله

 زندگي سه چيز است اشكي كه خشك مي شود لبخندي كه محو مي شود و يادي كه در عالم فراموشي باقي مي ماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  | 

Ghesmati az namayeshnameye Eteraz .....sadegh hedayat

 
خداوندا افسانه هستی چیست؟
 
Ghesmati az namayeshnameye Eteraz
Sheytan :in harfhaye maskhare chist ke migooid man kasi ra farib nadade am !
esrafil:aghaye jebreel begozarid sheytan harfash ra bezanad . aghaye sheytan befarmaeed.
Sheytan: mane bichare az ebtedaye khelghatambe modate haft hezar sal ba kholoose niat khodavand ra ebadat karde am oo mara doost dasht. man ham oora doost dashtam ta inke khodavand adamo hava ra afarid . be man amr kardke anha ra sojde konam .goftam khodavanda !man va fereshtegan az jense atashim va pak salhast farmane to ra bedoone choono chera anjam dade im va hichgah az farmane to kharej nashode im va nakhahim shod.vali adam in mojoode birikhto ghiyafe ke az gel va lajan e moteafen afaride shode ast ,bad az modati az farmanat kharej mishavad vabe gheyr az fesad va tabahi va khoonrizidar rooye zmain haseli nakhahad dasht chera oo ashrafe kholooghat shavad edalat in ast ke man va fereshtegan olgooye o shavim ta bandegi va khodaparasti ra az ma biamoozad vali khodavand gahbool nakard va goft to moo mibini o man picheshe moo anche ma erade konim, haman khahad shod man azin tabiz kheyli delkhor shodam cho naz khodavand entezare bishtari dashtam pas gahhr kardam va raftam !!
Jebreil : bad say kardid adamo hava ra farib bedahid ?
Sheytan: man kasi ra farib nadade am in doroogh ast
!
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت   توسط میثم یزدانی  |